عزیز چشمای منتظرم، شهر من کوچیکه، چن تا خیابون بیشتر نیست

عزیز چشمای منتظرم، شهر من کوچیکه، چن تا خیابون بیشتر نیست. خونه‌هاش ساده و کم ارتفان، آسمون خراش خیلی کم داره، ولی عوضش آسمونش آبیِ خوش رنگه، خلوته و قدم زدن تو خیابونای تنگش صفا داره، همه یا دوستن یا آشنا یا حسودِ همکارن. امروزم مردمش خوشحال بودن، هنوز امید دارن، هنوز منتظر فرصتن بشه یکم زندگی کنن، فرصتش پیش نیومده هنوز، شهر که کوچیک باشه، جیب مردم که تنگ باشه، دلشون هم می‌گیره.

اوضاع منم مث همه‌اس، یه دنیای کوچیک، یه حقوق کم و ،یکم آرزوهای کوچیک کوچیک .تنها آرزوی بلندم موهاته، تنها جاده ایی که بلند و دوره، جاده‌ی اومدنته، هیچ وقت هم کوتاه نمیشه. امروز دلم برات تنگ شده بود، هرکاریم کردم جاده‌ی رسیدنت کوتاه نشد.

با خودم قرار گذاشته بودم، بزرگ که شدم سی رو که رد کردم مرد خوبی بشم. اما پسر بودن تنها همرام بوده تا الان. دلم قنج میره ولی دختر کوچولو می‌بینم، امروز یه دختربچه چشاش عین چشای تو بود، عین نقاشی‌های فرشچیان. گفتم برسم خونه دوباره مث قبلنا بشینم چشاتو نقاشی کنم، اما نقاشی کردنم یادم رفته و تنها کاری که برام مونده و بلدم بکنم، نوشتنه. گفتم برات بنویسم که چشات چقد قشنگن با اینکه دیگه جزییاتش یادم نمی‌آد.

می‌خوام بگم که اگر زندگی یکم از سرسختیش کوتاه اومد، اگر دلم وا شد، اگر تو دلت تنگ شد، اگر خواستی یکی از بغل کردنت نشعه بشه، از بوی تنت بی‌هوش شه و کل این شبای قشنگ بهاری رو کیف کنه، این جاده رو یکم کوتاهش کن. عمر من دیگه کوتاه شده، قلب من تنگ شده، بیا! یه قدم بردار. بیا و این شهر رو بزرگش کن. میدونم نمیای، میدونم منو یادت نمیاد ولی بیا خب!چی از این قشنگ تر؟
‍

#هادی_سالمی
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

سناریو چیفویو پارت ۱

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

امممممممممم سلام * ~ *چطورین؟اومدم که بگم...یکم حالم خوب نیس...

دیشب تهیونگ اومد ویورس و یه عالمه با آرمی ها حرف زد (هزارتا ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

True Love①③دو ماه از شروع رابطه‌مون گذشته بود. تو این دو ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط