گذشت روزگاری از اون لحظهء ناب
گذشت روزگاری از اون لحظهء ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبر داری یا نه⁉
هنوز شور عشقُ به سر داری یا نه⁉
تو دونسته بودی چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی؟تو گفتی یه بیتاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماه و آشفت به خود گفتم ای وای...........
مبادا دروغ گفت
هنوزم تو شبهات اگه ماه ُ داری...
من اون ماه و دادم به تو یادگاری
مَـنْاون ماه و دادم به تو یادگـاری
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبر داری یا نه⁉
هنوز شور عشقُ به سر داری یا نه⁉
تو دونسته بودی چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی؟تو گفتی یه بیتاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماه و آشفت به خود گفتم ای وای...........
مبادا دروغ گفت
هنوزم تو شبهات اگه ماه ُ داری...
من اون ماه و دادم به تو یادگاری
مَـنْاون ماه و دادم به تو یادگـاری
- ۴.۶k
- ۰۸ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط