سریال عزیزترینم
📺 عنوان فارسی: عزیزتریم
🌐 عنوان انگلیسی: My Dearest
🎌 عنوان کرهای: 연인
📚 ژانر: درام تاریخی / عاشقانه / ملودرام
🎞 تعداد قسمتها: ۲۱
📅 زمان پخش: ۴ اوت ۲۰۲۳
📡 شبکه پخش: MBC
✍️ نویسنده: هوانگ جین یونگ
🎬 کارگردان: کیم سونگ یونگ / چون سو جین
👥 بازیگران: نام گونگ مین / آن اون جین / لی هاک جو / لی دا این / کیم یون وو
📝 خلاصه داستان:
در دوران پرآشوب و جنگزدهٔ پادشاهی چوسان، زمانی که کشور درگیر تهاجم ارتش منچوها (دودمان چینگ) است، زنی اصیل و شریف به نام یو گیلچه درگیر عشقی ناخواسته و پرتنش با مردی مرموز و تنها به نام لی جانگهیون میشود.
یو گیلچه: دختری باهوش، جسور و نجیبزاده که در ابتدا دلبسته مردی دیگر است اما در جریان جنگ، زندگیاش زیر و رو میشود.
لی جانگهیون: مردی اسرارآمیز که گذشتهاش پر از زخم و راز است. او از دربار رانده شده و به ظاهر آرام و بیتفاوت است، اما در باطن مردی فداکار، مخلص و درگیر جنگ با خود و دنیای اطراف است.سریال داستان عشق تدریجی و پر رنج میان گیلچه و جانگهیون را روایت میکند. عشقی که در دل جنگ، خیانت، فداکاری، جدایی، اسارت و تلاش برای بقا شکل میگیرد.
تهاجم چینیها باعث اسارت هزاران نفر میشود.گیلچه نیز به اسارت برده میشود.
جانگهیون با وجود خطرات، برای نجات او و مردم بیگناه قدم در میدان جنگ میگذارد.
در طول مسیر، شخصیتها دگرگون میشوند؛ گیلچه از دختری مغرور به زنی فداکار، و جانگهیون از مردی منزوی به قهرمانی برای مردم تبدیل میشود.
🗨 نظر منسریال عزیزترینم واقعاً سریال طولانیای بود، ولی انقدر جذاب بود که اصلاً حسش نمیکردم. با اینکه عاشقانه بود، اما اصلاً لوس و سطحی نبود؛ منی که معمولاً حوصلهی سریالهای عاشقونهی آبکی رو ندارم، با این یکی خیلی خوب ارتباط گرفتم.
اتفاقای زیادی توش افتاد، فضای تاریخی قشنگی داشت و داستانشم مختصر و مفید پیش میرفت. چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد، نمایش تأثیر تهاجم فرهنگی و اجتماعی بود؛ یعنی فقط یه قصهی عاشقونه ساده نبود، یه جورایی درد مردم، فداکاری، و فشارهایی که جامعه روی آدمها میاره رو هم خیلی خوب نشون میداد.
با همهی اتفاقای بدی که توی داستان افتاد، پایان سریال خوش و امیدوارکننده بود، نه رویایی، نه تلخ… یه جور حس واقعی و خوب داشت.
به نظرم این سریال یه جورایی نسخهی کرهای فیلم ماندگار «بربادرفته» بود؛ هم از نظر نوع شخصیتها، هم فضای عاشقانه وسط جنگ و آشوب. واقعاً حس همونو بهم داد.
💬 دیالوگهای ماندگار:
اگه دیدگاهمون رو یه کم وسیعتر کنیم، میبینی که توی زبان کرهای، بین دو کلمهی "محبوب" و "غریبه" فقط یه حرف فاصلهست —«نیم» و «نام».
ولی میدونی چی بین این دوتا کلمهست؟
یه چیز خیلی کوچیک: فکر کردن…
«سوم» — یعنی یه مکث، یه لحظه برای فکر کردن.
گاهی آدم نمیدونه دقیقاً چه حسی داره.
اما شاید اگه یکم با هم وقت بگذرونیم، بتونیم درباره رابطمون فکر کنیم، بدون اینکه دنبال جواب فوری یا نتیجه باشیم.
وقتی یه زن و مرد بتونن درباره رابطشون فکر کنن،
دیگه مجبور نیستن مدام جواب پس بدن.
نه نیاز به دعوا هست، نه قطع رابطههای ناگهانی.
میتونیم بیسروصدا مراقب هم باشیم.
گاهی خوش بگذرونیم،
و وقتی وقتش رسید،
تصمیم بگیریم:
میخوایم محبوب هم باشیم؟
یا غریبهی دلنشینی برای هم
📌 پینوشت:
ورژن کره ای برباد رفته
🌐 عنوان انگلیسی: My Dearest
🎌 عنوان کرهای: 연인
📚 ژانر: درام تاریخی / عاشقانه / ملودرام
🎞 تعداد قسمتها: ۲۱
📅 زمان پخش: ۴ اوت ۲۰۲۳
📡 شبکه پخش: MBC
✍️ نویسنده: هوانگ جین یونگ
🎬 کارگردان: کیم سونگ یونگ / چون سو جین
👥 بازیگران: نام گونگ مین / آن اون جین / لی هاک جو / لی دا این / کیم یون وو
📝 خلاصه داستان:
در دوران پرآشوب و جنگزدهٔ پادشاهی چوسان، زمانی که کشور درگیر تهاجم ارتش منچوها (دودمان چینگ) است، زنی اصیل و شریف به نام یو گیلچه درگیر عشقی ناخواسته و پرتنش با مردی مرموز و تنها به نام لی جانگهیون میشود.
یو گیلچه: دختری باهوش، جسور و نجیبزاده که در ابتدا دلبسته مردی دیگر است اما در جریان جنگ، زندگیاش زیر و رو میشود.
لی جانگهیون: مردی اسرارآمیز که گذشتهاش پر از زخم و راز است. او از دربار رانده شده و به ظاهر آرام و بیتفاوت است، اما در باطن مردی فداکار، مخلص و درگیر جنگ با خود و دنیای اطراف است.سریال داستان عشق تدریجی و پر رنج میان گیلچه و جانگهیون را روایت میکند. عشقی که در دل جنگ، خیانت، فداکاری، جدایی، اسارت و تلاش برای بقا شکل میگیرد.
تهاجم چینیها باعث اسارت هزاران نفر میشود.گیلچه نیز به اسارت برده میشود.
جانگهیون با وجود خطرات، برای نجات او و مردم بیگناه قدم در میدان جنگ میگذارد.
در طول مسیر، شخصیتها دگرگون میشوند؛ گیلچه از دختری مغرور به زنی فداکار، و جانگهیون از مردی منزوی به قهرمانی برای مردم تبدیل میشود.
🗨 نظر منسریال عزیزترینم واقعاً سریال طولانیای بود، ولی انقدر جذاب بود که اصلاً حسش نمیکردم. با اینکه عاشقانه بود، اما اصلاً لوس و سطحی نبود؛ منی که معمولاً حوصلهی سریالهای عاشقونهی آبکی رو ندارم، با این یکی خیلی خوب ارتباط گرفتم.
اتفاقای زیادی توش افتاد، فضای تاریخی قشنگی داشت و داستانشم مختصر و مفید پیش میرفت. چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد، نمایش تأثیر تهاجم فرهنگی و اجتماعی بود؛ یعنی فقط یه قصهی عاشقونه ساده نبود، یه جورایی درد مردم، فداکاری، و فشارهایی که جامعه روی آدمها میاره رو هم خیلی خوب نشون میداد.
با همهی اتفاقای بدی که توی داستان افتاد، پایان سریال خوش و امیدوارکننده بود، نه رویایی، نه تلخ… یه جور حس واقعی و خوب داشت.
به نظرم این سریال یه جورایی نسخهی کرهای فیلم ماندگار «بربادرفته» بود؛ هم از نظر نوع شخصیتها، هم فضای عاشقانه وسط جنگ و آشوب. واقعاً حس همونو بهم داد.
💬 دیالوگهای ماندگار:
اگه دیدگاهمون رو یه کم وسیعتر کنیم، میبینی که توی زبان کرهای، بین دو کلمهی "محبوب" و "غریبه" فقط یه حرف فاصلهست —«نیم» و «نام».
ولی میدونی چی بین این دوتا کلمهست؟
یه چیز خیلی کوچیک: فکر کردن…
«سوم» — یعنی یه مکث، یه لحظه برای فکر کردن.
گاهی آدم نمیدونه دقیقاً چه حسی داره.
اما شاید اگه یکم با هم وقت بگذرونیم، بتونیم درباره رابطمون فکر کنیم، بدون اینکه دنبال جواب فوری یا نتیجه باشیم.
وقتی یه زن و مرد بتونن درباره رابطشون فکر کنن،
دیگه مجبور نیستن مدام جواب پس بدن.
نه نیاز به دعوا هست، نه قطع رابطههای ناگهانی.
میتونیم بیسروصدا مراقب هم باشیم.
گاهی خوش بگذرونیم،
و وقتی وقتش رسید،
تصمیم بگیریم:
میخوایم محبوب هم باشیم؟
یا غریبهی دلنشینی برای هم
📌 پینوشت:
ورژن کره ای برباد رفته
- ۱۱.۲k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط