چشمم دوباره خیره به روی کتاب ماند..
چشمم دوباره خیره به روی کتاب ماند..
بار دگر سوال دلم بی جواب ماند..
بعد از لبان خشک ترک خورده ی علی...
یک رد سرخ روی دل آفتاب ماند..
یک جرعه آب سهم علی اصغرش نشد..
چشم رباب تا به ابد سوی آب ماند..
آرامش از میان حرم رخت بسته است..
تنها برای اهل حرم التهاب ماند..
کودک بدون آب چه بد خواب میشود..
روی لب رباب عزیزم بخواب ماند..
مادر بخواب چون که عمویت نیامده..
برگشتن عموی حرم هم سراب ماند..
گلها یکی یکی همگی چیده میشوند..
تنها ز باغ لاله ی حیدر گلاب ماند..
بابا بلند کرد پسرش را به روی دست...
ساغر شکست روی دو دستش شراب ماند..
حالا غزل به آخر خطش رسیده است..
تنها رباب مانده و تنها رباب ماند...
یاحسین (ع)
بار دگر سوال دلم بی جواب ماند..
بعد از لبان خشک ترک خورده ی علی...
یک رد سرخ روی دل آفتاب ماند..
یک جرعه آب سهم علی اصغرش نشد..
چشم رباب تا به ابد سوی آب ماند..
آرامش از میان حرم رخت بسته است..
تنها برای اهل حرم التهاب ماند..
کودک بدون آب چه بد خواب میشود..
روی لب رباب عزیزم بخواب ماند..
مادر بخواب چون که عمویت نیامده..
برگشتن عموی حرم هم سراب ماند..
گلها یکی یکی همگی چیده میشوند..
تنها ز باغ لاله ی حیدر گلاب ماند..
بابا بلند کرد پسرش را به روی دست...
ساغر شکست روی دو دستش شراب ماند..
حالا غزل به آخر خطش رسیده است..
تنها رباب مانده و تنها رباب ماند...
یاحسین (ع)
- ۲.۲k
- ۱۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط