{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یقین دارم که می آیی-شعری زیبا از هما میر افشار

یقین دارم که می آیی-شعری زیبا از هما میر افشار
یقین دارم که می ایی_ شعری از هما میر افشار: تو می ایی /یقین دارم که می ایی /زمانی که مرا در بستر سردی میان خاک بگذارند تو می ایی.یقین دارم که می ایی.پشیمان هم...
دو دستت التماس امیزمی اید به سوی من ولی پر می شود از هیچ
دستی دست گرمت را نمی گیرد.صدایت در گلو بشکسته و الوده با گریه/بفریادی مرا با نام میخواند و می گویی که اینک من/سرم بشکن/ دلم را زیر پا له کن
ولی برگرد...
همه فریاد خشمت را بجرم بی وفایی ها/دورنگی ها/جدایی ها بروی صورتم بشکن/مرو ای مهربان بی من که من دور از تو تنهایم!
ولی چشمان پر مهری دگر بر چهره ی مهتاب مانند نمی ماند.لبانی گرم با شوری جنون انگیز نامت را نمی خواند.
دگر ان سینه ی پر مهر ان سد سکندر نیست که سر بر روی ان بگذاری و درد درون گویی
تو می ایی زمانیکه نگاه گرم من دیگر بروی تو نمی افتد/هراسان/هر کجا/هر گوشه ای برق نگاهت را نمی پاید/مبادا بر نگاه دیگری افتد.
دو چشم من تو را دیگر نمی خواند/محالست اینکه بتوانی بر ان چشمان خوابیده دوباره رنگ عشق و ارزو ریزی/نگاهت را بگرمی بر نگاه من بیاویزی
بلبهایم کلام شوق بنشانی.
محالست اینکه بتوانی دوباره قلب ارام مرا /قلبی که افتادست از کوبش بلرزانی/برنجانی/محالست اینکه بتوانی مرا دیگر بگریانی.
تو می ایی یقین دارم ولی افسوس ان پیکر که چون نیلوفری افتاده بر خاکست دگر با شوق روی شانه هایت سر نمی ارد/بدیوار بلند پیکر گرمت نمی پیچد/
جدا از تکیه گاهش در پناه خاک می ماند و در اغوش سر گور می پوسد و گیسوی سیاهش حلقه حلقه بر سپیدی های ان زیبا لباس اخرینش/نرم میلغزد.
جدا از دستهای گرم و زیبا و نجیب تو...
دگر ان دستها هرگز بر ان گیسو نمی لغزد/پریشانش نمی سازد/دلی انجا نمی بازد.
تو می ایی یقین دارم.تو با عشق و محبت باز می ایی ولی افسوس...ان گرما بجانم در نمیگیرد/بجسم سرد و خاموشم دگر هستی نمی بخشد.
یقین دارم که می ایی.بیا ای انکه نبض هستیم در دستهایت بود.دل دیوانه ام افتاده لرزان زیر پایت بود.بیا ای انکه رگهای تنم با خون گرم خود تماما
معبری بودند تا نقش ترا همچون گل سرخی بگلدان دل پاکیزه ی گرمم برویانند.
یقین دارم که می ایی/بیا /تا اخرین دم هم قدمهای تو بالای سرم باشد.نگاهت غرق در اشک پشیمانی بروی پیکرم باشد.دلت را جا گذاری شاید انجا
تا که سنگ بسترم باشد ❤S&P❤
دیدگاه ها (۱۶)

عاشقانه

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

پدرم نیست ...

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط