{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part.57.

part.57.
منم رفتم دنبالش می خواستم بگیرمش که بچه ها گفتن ..باز چی کار کردین..
_..می تونین از جی یون بپرسین..
+..نهههه یعنی چیزی نشده ..
که سه جو گفت..نکنه..
جی یون نزاشت حرفشو تموم کنه
+..نه نه ما بریم اتاق دیگه جونگ کوک نه ..
که همه بعد از این حرف جی یون زدن زیر خنده
_..چیه چی شده.‌‌.
تهیونگ..برین خوش باشین‌‌‌..
رفتیم تو اتاق که سریع درو بستم گفتم ..خب نگفتی کی بریم دکتر عشقم..
+..چی چی نشنیدم چی گفتی..
_..می خوای یجوری دیگه بیام بگم.‌.
+..نه نه فهمیدم باش..راستش امروز رفتم...
_..چی چی خب چرا به من نگفتی دکتر چی گفت.‌.
+..چیزه ..هیچی..
_..نکنه گفته که..
+..امممم چی ..
_..خب پس واسه امشب آماده باش.‌.
یه مشت زد بهم
+..پسره پرو عی وای..
_..بهت گفتم دست تو نیست ..
+..ایندفعه واقعا جیق میزنم ..
_‌..خب می تونی دوتا اتنخاب داشته باشی امشب یا فردا شب‌‌..
+..بزار فکرامو بکنم حالا..
_..ولی خب فردا شب دردش بیشتره ها بهت گفته باشم..
+..خیلی نامردی من گوناه دالم بابایی‌..
_..دیگه من از الان گفته باشم ..
+..دکتر گفت زیاده روی نباید بکنی..
_..داری ازیتم میکنی ..
رفتم بیرون نشستم روی مبل خودمو قمگین کردم باهاش قهر باشم اومد بیرون
+..الان قهری..
_..اوهوم..
تهیونگ..جونگ کوک فقط وقتی بهش شیر موز ندیم اینجوری قهر میکنه چیشده..
+..نظر ی ندارم..
_.. شیر موز نیست یه چیز دیگه رو. بهم نمی ده..
+..جونگ کوک..
نامجون..اوهوم..
_..هاهاها..
جیهوپ.. هی جونگ کوک دستتم به خواهرم نمی خوره ها..
جیمین..جیهوپ اروم باش..
_..قبل اینکه خواهر تو باشه عشق منه ..
+..اصن به شماها چه ربطی داره‌‌‌‌..
_..جی یون حواسم حستا که داری با بقیه غیر رسمی حرف میزنی یا..
جین..هممون همین جوری هستیم قرار شد غیر رسمی بحرفیم ..
_..با اجازه ی کی..
+..من..
_..الان اجازه ها همش دست توعههه..
+..بله..
_..پس منو کسی نیستم که حرفاش اهمیتی داشته باشه..
+..هییی شوخی کردم بریم تو اتاق حلش کنیم..
_..چشم بیبی..
رفت تو اتاق راشتم میرفتم که
جیهوپ..دست بهش نمی زنی..
_..به تو چه..
رفتم تو.
+..جونگ کوک من خوبم میاد..
_..از صبح عمم سر کار. بود..
+..میدونم ولی عمم خانه را تمیز کرد ..
_..عشقم من دارم تمام تلاشم میکنم که بدون اجازت کاری نکنم..
+..خب؟؟..
_..سخته ..
دیدگاه ها (۰)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : two ویوی جونگ کوک :(بک آپ به پنج...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

Forced love

چند پارتی درخواستی

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۴: گفت‌وگوی مردانه یا میدان جنگ؟همه هنوز ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط