{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤

Part : two

ویوی جونگ کوک :

(بک آپ به پنج سال پیش)

جه هیون : خب آقای لی نظرتون درباره جونگ کوک چیه ؟
_ خب حرفی نمیمونه دیگه ، عالیه آقای جئون ! عالیهه !

+خب پس ۴۰ میلیون دلار دیگه ؟

_ البته ! این پسر میلیاردی می‌ارزه !

ویوی جونگ کوک :

نمی‌دونستم چی شد . بابام مثل هیزم منو به یه نفر فروخت . اونم نه هر نفری ، بزرگترین و ثروتمند ترین مافیای کره ! یه نفر که از بابای خودم هم بزرگتر بود و حتی دوست نداشتم تو صورتش نگاه کنم . از فکر اینکه با پول منو میفروختن و می‌خریدن خون تو رگام به جوش می‌اومد .

قرار بود فقط یه بادیگارد بی عرضه باشم یا دلقک نوه هاش ؟

اینو نمی‌دونستم تا وقتی که پامو توی اون کاخ باشکوهش نذاشتم. بعد از مدتی فهمیدم که این مردک نه زن داره نه بچه ای نه نوه ای . شاید فقط یه خدمتکار ساده بودم ‌‌‌... اینو نمی‌دونستم تا وقتی که اون شب شروع شد .
یون سو (دستیار شخصی لی ) : جونگ کوک ، جناب لی توی اتاق بزرگ منتظرتونه .

+الا.... الان .. می...میرم .

نمی‌دونستم چی قراره بشه . خون تو رگام منجمد شده بود . شاید لی یه قاتل زنجیره ای بود ... یا ... شاید ... یه همجنسگرا بود !

اینو نمی‌دونستم تا وقتی با ترس و لرز در اتاق رو کوبیدم .

+بیا تو ...
دیدگاه ها (۰)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : three _ منو کار داشتین آقای لی ؟...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fourth یون جو (وکیل سابق لی ، ال...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : one ویوی جونگ کوک :دوباره اونو ...

سلام‌بچه ها ، این اولین فیکمه، خوشحال میشم حمایتم کنین 🥰😊❤️

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : five انقدر غرق این رویای شیرین ب...

کوک شوهر کینه ای Part62

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط