گریزانم از این مردم که با من / به ظاهر همدم و یک رنگ هستن
گریزانم از این مردم که با من / به ظاهر همدم و یک رنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت / به دامانم دو سد پیرانه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند / به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند / مرا دیوانه ای بدنام گفتند
"فروغ فرخزاد "
ولی در باطن از فرط حقارت / به دامانم دو سد پیرانه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند / به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند / مرا دیوانه ای بدنام گفتند
"فروغ فرخزاد "
- ۱.۳k
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط