گریزانم از این مردم ،که با من
گریزانم از این مردم ،که با من
به ظاهر مهربان و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشتستند
مرا دیوانه ای بدنام گفتند.....
"فروغ فرخزاد"
به ظاهر مهربان و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشتستند
مرا دیوانه ای بدنام گفتند.....
"فروغ فرخزاد"
- ۱.۸k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط