part²⁶
part²⁶
ات ویو
کوک برگشت
و برای همه شراب میگرفت
اما برای من نگرفت
یکدونه برداشت و اومد کنارم ایستاد
ات: پس من چییی؟؟(کیوتت)
کوک:مگه من اجازه دادم ؟(یکی از ابروهاش بالاست)
ات: مگه به اجازه توعهههه منم میخوامم
کوک: جانم؟؟ هروقت تنها بودیم بهت میدم
ات: ما هیچوقت قرار نیست تنها باشیم
کوک: عمرا بزارم
ات: خودم میرم میریزم
خواستم بیام پایین
کوک: هی هی کجاا(که اومد جلوم و افتادم تو بغلش )
دوباره گزاشتم بالا روی اون بادی هایی که داخل استخر میزارن
کوک: بیا مال خودمو بخور
ات: چی میگی بی ادببب
کوک: منظورم اینه از شراب من بخور(خندش گرفته بود بخواطر حرفش)
ات: اصلا نمیخورم دیگه
کوک: بهت گفتم بخور
ات : به هیچ وجه
کوک: نمیخوری؟
ات:عمرا
کوک بدون هیچ حرف صورتم و لپام محکم گرفت
سریع گیلاسی رو گزاشت بین لبام گزاشت
و مجبورم کرد بخورم
تمام شراب از این ور اونور لبام میریخت
و ولم کرد
#تابع_قوانین_ویسگون
#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی
#جانم_فدای_رهبر
ات ویو
کوک برگشت
و برای همه شراب میگرفت
اما برای من نگرفت
یکدونه برداشت و اومد کنارم ایستاد
ات: پس من چییی؟؟(کیوتت)
کوک:مگه من اجازه دادم ؟(یکی از ابروهاش بالاست)
ات: مگه به اجازه توعهههه منم میخوامم
کوک: جانم؟؟ هروقت تنها بودیم بهت میدم
ات: ما هیچوقت قرار نیست تنها باشیم
کوک: عمرا بزارم
ات: خودم میرم میریزم
خواستم بیام پایین
کوک: هی هی کجاا(که اومد جلوم و افتادم تو بغلش )
دوباره گزاشتم بالا روی اون بادی هایی که داخل استخر میزارن
کوک: بیا مال خودمو بخور
ات: چی میگی بی ادببب
کوک: منظورم اینه از شراب من بخور(خندش گرفته بود بخواطر حرفش)
ات: اصلا نمیخورم دیگه
کوک: بهت گفتم بخور
ات : به هیچ وجه
کوک: نمیخوری؟
ات:عمرا
کوک بدون هیچ حرف صورتم و لپام محکم گرفت
سریع گیلاسی رو گزاشت بین لبام گزاشت
و مجبورم کرد بخورم
تمام شراب از این ور اونور لبام میریخت
و ولم کرد
#تابع_قوانین_ویسگون
#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی
#جانم_فدای_رهبر
- ۸.۴k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط