گر چه تنت را هنوز لمس نکرده تنم
گر چه تنت را هنوز لمس نکرده تنم
بوی تو را میدهد هر نخ پیراهنم
در رگ من جای خون، میدود اکنون جنون
چون که معطر به توست، هر چه نفس میزنم!
هم، همهام سوختند، هم همه را سوختم
خرمن در آتشم، آتش در خرمنم
در خودم آتش زدم غافل از اینکه کنون
من توام و اوفتاد خون تو بر گردنم
فاصلهی عشق و مرگ، طی شده با پای من
گر نپذیری تو، نیست طاقت برگشتنم
پشت در دوستی کیستی ؟ از من مپرس
پیش تو من کیستم؟ تا که بگویم منم؟!
بوی تو را میدهد هر نخ پیراهنم
در رگ من جای خون، میدود اکنون جنون
چون که معطر به توست، هر چه نفس میزنم!
هم، همهام سوختند، هم همه را سوختم
خرمن در آتشم، آتش در خرمنم
در خودم آتش زدم غافل از اینکه کنون
من توام و اوفتاد خون تو بر گردنم
فاصلهی عشق و مرگ، طی شده با پای من
گر نپذیری تو، نیست طاقت برگشتنم
پشت در دوستی کیستی ؟ از من مپرس
پیش تو من کیستم؟ تا که بگویم منم؟!
- ۸۱۰
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط