{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گرچه‌تنت‌راهنوز‌لمس‌نکرده‌تنم

#گرچه‌تنت‌راهنوز‌لمس‌نکرده‌تنم
بوی تو را می دهد هر نخ پیراهنم

در رگ من جای خون می دود اکنون جنون
چون که معطر به توست، هرچه نفس می زنم

هم، همه ام سوختند، هم همه را سوختم
خرمن در آتشم، آتش در خرمنم

در خودم آتش زدم غافل از اینکه کنون
من توام و اوفتاد خون تو بر گردنم

فاصله ی عشق و مرگ، طی شده با پای من
گر نپذیری تو نیست طاقت برگشتنم

پشت در دوستی "کیستی؟" از من مپرس
پیش تو من کیستم؟ تا که بگویم "منم"...
دیدگاه ها (۰)

گر چه تنت را هنوز لمس نکرده تنمبوی تو را میدهد هر نخ پیراهنم...

دنياي من بدون تو پاشيده از دروندنياي پا گذاشته بر دوزخ جنونب...

مرثیه ای بی دوا

محمد مجد

پیوسته دلم دم از رضای تو زندجان در تن من نفس برای تو زندگر ب...

شعری هدیه به چشمان تا ابد منتظر فرزندان شهدای مدافع حرمظاهرا...

خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته استخودم و جدّم و جدّ پدرم س...

شیرکوه بذ بابک خرم دین این فروغ بی زوال و جاودان من قبله گاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط