باران ببار، باران بر اين همه تباهي بر اين نگاه تيره بر شه
باران ببار، باران بر اين همه تباهي بر اين نگاه تيره بر شهر روسياهي باران ببار،شايد پاكي دوباره رويد آن قصه گوي عاشق از عشق قصه گويد باران ببار، شايد بغضي شكسته باشد قلبي زدست ياري در خون نشسته باشد باران ببار، امشب مهتاب همنشين است در آسمان ستاره مهتاب بر زمين است باران ببار، فردا اميد، سبزه آرد بر مردگان اين دشت روحي دوباره آرد
- ۲.۸k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط