{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران ببار، باران بر اين همه تباهي بر اين نگاه تيره بر شه

باران ببار، باران بر اين همه تباهي بر اين نگاه تيره بر شهر روسياهي باران ببار،‌شايد پاكي دوباره رويد آن قصه گوي عاشق از عشق قصه گويد باران ببار، شايد بغضي شكسته باشد قلبي زدست ياري در خون نشسته باشد باران ببار، امشب مهتاب همنشين است در آسمان ستاره مهتاب بر زمين است باران ببار، فردا اميد، سبزه آرد بر مردگان اين دشت روحي دوباره آرد
دیدگاه ها (۲)

ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ!ﺗﻮ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﺮﺩﯼ..;ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ...

ﺍﮔﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ!‏ﻧﺎﺯﺕ ﺭﺍ...ﺑﺎﻧﯿﺎﺯﺵ.....

ﻫـﺮﻛـﺲ ﺑــﻪ ﻃـﺮﯾـﻘـﯽ ﺩﻝ ﻣـﺎ . . . " ﺣـﺘـﯽ ﺗـﻮ !ﻣـﻦ ﺁﻣــﺪﻡ ﻭ ...

هههههههههه

باران ببار، بارانبر این همه تباهیبر این نگاه تیرهبر شهر روسی...

...وای از دلی که به‌ عشق یار بـهانه می‌گیرددر انتظار سراغ قـ...

منظومه ی “آبی، خاکستری، سیاه”در شبان غم تنهايى خويشعابد چشم ...

محمدرضا بایرامی نویسنده‌ی اردبیلی

امین شیرزادی شاعر اسلام‌آبادی

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط