یک دم از خیال من نمی‌روی ای غزال من

یک دم از خیال من نمی‌روی ای غزال من
دگر چه پرسی زحال من
تا هستم من، اسیر کوی توام، به آرزوی توام
اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی
به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی
فتاده‌ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی
دیدگاه ها (۳)

اگر تو را جویمحدیث دل گویمبگو کجایی؟🌱🌸🌸🌸🌸🌸🌸

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

رمان آغوشی از جنس خطر/پارت اول 1

★دستبند ما؟!...p⁵(end)با اطمینان گفتم:"همه چیز رو درست میکنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط