{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باهم که قدم میزنیم... حسودی اش میشود آفتاب. چرا که هیچگاه

باهم که قدم میزنیم... حسودی اش میشود آفتاب. چرا که هیچگاه قدم نزده است باماه! اما من... باماه زندگی ام قدم زده ام...
دیدگاه ها (۲۳)

كاش می دانستی كه،حتی..."خيال تو"می ارزدبه داشتن"خیلی ها"...

صدا میکنم ” تو ” رااین ” جانی ” که میگویی جانم را میگیرد!نزن...

اسپند دود می کنم، برای عشقمانهر شبنکند جادوگر زشت بی تفاوتی،...

لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !!از گرما می نالیماز سرما فرار می ...

گاهی وقت ها بیشتر از اینکه با کسی زندگی کنیمبا خیالش زندگی ک...

بگذر تابستانبگذر...حالِ من با تو خوب نمی‌شود،پاییز حالِ مرا ...

فردایی وجود ندارد. همه چیز در اکنونی طولانی تکرار میشود و بخ...

✲ استراگون : من دیگه نمی‌تونم این طوری ادامه بدم...ولادیمیر ...

I'm not jealous part 55با احساس اینکه چند نفر بهم را زدم سرم...

موسیقی

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

چند اشاره به کر و کورهای روزگار ...از #دختر #سردار ، #زینب #...

سوال:فرمول آرامش در زندگی چیست ؟ پاسخ جول اوستین: زندگی بسیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط