{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶
پارت ۱
روایت از زبان سویون:
با چمدون ها وارد ماشین شدیم
من کوک و دختر عمه مون لونا
قرار بود یه سفر چندروزه باهم دیگه بریم
از اونجایی که کوک بدنسازه یک عالمه وسایل برای اینکه هیکلش بهم نریزه و بتونه توی سفر هم بدنش مراقبت کنه جمع کرده بود و آورده بود...
لونا روی کوک کراشه و همه اینو میدونیم
ولی چیزی که نمیدونن اینکه من هم روی کوک کراشم و وقتی میبینم اون لونا خودشو عین کنه میچسبونه به کوک خب میدونید...حسودی میکنم
و خب هیچ انتظاری ندارم که کوک احساسی بهم داشته باشه
توی نوجوونی خیلی شکست عشقی خوردم اینم میاد روش چیزی نمیشه
رسیدیم به مقصد
_سویون؟
+جانم کوک؟
_بیا بریم
دستشو دراز کرد و دستمو گرفت
اون طرف تر لونا...چشماش از حدقه زده بود بیرون و صورتش از حسادت و خشم قرمز شده بود دستشو مشت کرده بود...اون‌قدر سفت که بند انگشتاش سفید شده بودن
×کوکیی؟(عشوه)
_بله لونا؟(سرد)
×چرا دست این بی لیاقتو گرفتی؟؟
_حرف دهنتو بفهم لونا
لونا یه قدم دیگه به کوک نزدیک شد و دستاشو روی سینه کوک گذاشت و قبل از اینکه حرف بزنه
"بوم"
کوک لونا رو با قدرت زیادی هل داد و لونا افتاد زمین
×کوک؟(گریه)
_این کارو کردم که بفهمی چطوری باید با افراد مهم زندگی جئون جونگ‌کوک صحبت کنی
×ولی..ولی اخه..
_ولی و اخه نداریم همین که گفتم
_فقط یکبار دیگه درباره سویون بد حرف بزن...اون موقع من میدونم و تو
و دوباره دست منو گرفت و رفتیم
وقتی از لونا دور شدیم صداش خیلی ناواضح اومد و کلمه ای مثل لعنت بهت به من گفت که خب برام مهم نیست
و کوک هم اینو شنید و منو بیشتر به خودش نزدیک کرد
یه حس جدید و عجیبی ازش گرفتم حس اینکه مالک منه و چیزی شبیه این
عجیبه...خیلی عجیبه
خیلی دلم میخواست با همین نشونه های کوچیک با اینکه کوک بهم حسی داشته باشه امیدوار بشم ولی خودمم خوب میدونم همچین چیزی نیست

ادامه دارد.....
حمایت کنید فداتون بشم🩶
دیدگاه ها (۶)

coming soon ....درخواستی🩶

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت۳(last part)+م...

اینم یه ارت قدی از کاترینا(یا همون کیکی)خررر کیوتتتت🤏🤏😭خب را...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

پارت چهارده لونا: چیییییی عمرا من بمیرم هم باید برم مدرسه چر...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

عشق یک طرفه پارت ۱۳💗کایان شروع کرد همه اون تهدید هایی که به ...

ادامه پارت ۵

عشق یک طرفه پارت ۱۴💗یه نکته(این پارتو طولانی مینویسم که پارت...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط