بچه تر که بودم همیشه گلچینی از بهترینهای غذامو کنار ظرفم

بچه تر که بودم همیشه گلچینی از بهترینهای غذامو کنار ظرفم میزاشتم تا به عنوان لقمه ی آخر بخورمش، مثلن یه تکه ته دیگ و فیله ی مرغ. یا مثلن یه قسمتی از کشک بادمجون که پر پیاز و کشک و نعنا بود. اونوقت ناغافل داداش بزرگتره از پشت سرم دست می کرد توی ظرف و همه ی امیدهای منو نابود می کرد . بعدش باید به یاد اون لقمه ی خوشگل خوشمزه که هیچ وقت نخورده بودمش تا چند ساعت دق مرگ می شدم.
حکایت این روزای بعضی از ما شده همون قصه لقمه ی آخر. چه حرفای قشنگی که نزدیم به کسی که باید می زدیم به خیال اینکه در فرصت مناسب بهش می گیم تا خاطره انگیز بشه. چه کارهایی که باید می کردیم و گذاشتیم واسه لقمه ی آخر.
غافل ازینکه شاید هیچ وقت هیچ وقت اون لقمه ی خوشمزه سهم ما نشه و ما بمونیم و یک عمر دق مرگی.
#کمند_سمیعی
دیدگاه ها (۱)

بچه بودم همیشه گلچینی از بهترینهای غذامو کنار ظرفم میذاشتم ت...

بچه بودم همیشه گلچینی از بهترینهای غذامو کنارظرفم میذاشتم تا...

بچه تر که بودم همیشه گلچینی از بهترینهای غذامو کنار ظرفم میز...

P13🦋(صدای زنگ در)-غذاهارو آوردن من میرم درو باز کنم&باشه-خوب...

P13🦋(صدای زنگ در)-غذاهارو آوردن من میرم درو باز کنم&باشه-خوب...

Part¹علامت ها: یونا+/ تهیونگ-/ سوجین&/ جیون×/ هانول@/ سیون¢/...

#پارت24❤ ️ تنهایی عشق ❤ ️سر جام نشستم هوا تاریک بود روی ساعت...

#فنجانی_چای_باخداقسمت پنجاه نهمقسمت پنجاه و نهروز بعد به محض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط