{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
نیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم

زیر پامال کبود سم مرکب ها، نه
به روی دست ملائک بدنت را دیدم

گرچه نشناختمت وقت عبور از گودال
عمه می‌گفت تن بی کفنت را دیدم

گیسویت بر سر نی شعر غریبی می‌خواند
زلف خونین شکن در شکنت را دیدم

قاری من سر نیزه ز عجائب گفتی
شام، تفسیر غریب سخنت را دیدم

آه یعقوب شده چشم من از روزی که
به تن تیره دلی پیرهنت را دیدم

خیزران شیفته‌ی ساحت لب هایت شد
چشم وا کردم و زخم دهنت را دیدم

تا سحر قلب تنور از غم تو آتش بود
عطر گیسوی تو و ... سوختنت را دیدم
#محرم
دیدگاه ها (۲)

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را ...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدمنیزه در نیزه غریبانه تنت را د...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدمنیزه در نیزه غریبانه تنت را د...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را ...

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

شب هشتم محرم : شب حضرت علی اکبر (ع) دیدم اعضای تنت را جگرم س...

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

خوب شد آمدی و فهمیدمسرِ در خون خضاب یعنی چهخیزران را که خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط