{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
نیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم...

زیر پامال کبود سم مرکب ها، نه
به روی دست ملائک بدنت را دیدم...

گرچه نشناختمت وقت عبور از گودال
عمه می‌گفت تن بی کفنت را دیدم...

گیسویت بر سر نی شعر غریبی می‌خواند
زلف خونین شکن در شکنت را دیدم...

قاری من سر نیزه ز عجائب گفتی
شام، تفسیر غریب سخنت را دیدم...

آه یعقوب شده چشم من از روزی که
به تن تیره دلی پیرهنت را دیدم...

خیزران شیفته‌ی ساحت لب هایت شد
چشم وا کردم و زخم دهنت را دیدم...

تا سحر قلب تنور از غم تو آتش بود
عطر گیسوی تو و ... سوختنت را دیدم
دیدگاه ها (۶)

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست به تن این همه سردار سری ...

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز, دانش‌آموزان عالم را هم...

پرچم سرخ امام حسین(علیه‌السلام) معانی زیادی دارد. در عرب رسم...

قطاری که به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط