{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه این است که مهمان جهان شد تن من🥲

قصه این است که مهمان جهان شد تن من🥲



#تولدم‌مبارک


هربار در آستانه‌ی سالروز میلادم از خودم می‌پرسم: من چندساله شدم؟ به‌راستی من چند ساله شدم؟ و می‌پرسم: چرا آدم‌ها به تولدشان که می‌رسند، غمگین‌تر می‌شوند؟ 🎂🥺



#HBD
#تولدانه
#فروردینی_ام
۱/۱



#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۰)

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

" قصه که تمام می‌شودآدم‌ها به کجا می‌روند؟"#شمس_لنگرودی حکای...

برای سال جدیدتون آرزوی تحول دارم...آرزو میکنم که زندگی و جها...

دلم یک غریبه می‌خواهد، خیلی غریبه. آنقدر که فقط گوش شنوای حر...

آرامِ دلی، دفعِ غمی، مرهمِ دردی...😌♥☕من اینو ب چایی میگم شما...

شاید تنها یک آغوشمی‌توانست ما را نجات دهداما ما نشستیم و بحث...

بزرگتر شدم؛ اینو از غم‌هایی که دیگه گریه نمیشن فهمیدم.... 😊#...

تو ذهنم لیست خرید خونه رو مرور می‌کردم. پیاز ، دلستر ، زیتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط