{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P7

در باز شد
فحشی زیر لب دادم
برگشتم دیدم چانه و از شانس بعد بخواتر تنگی نفس اون لحظه ماسکمو در اورده بودم
+ تواینجا چیکار میکنی
_ اه گیر افتادم بای بای چانی

ویو چان

دیدم از پنجره پرید پایین و بلند شد رفت
رفتم دیدم یک پرونده افتاده زمین
+ اه پس بخواتر اینا امدی
رفتم پروندی که افتاده بود زمین برداشتم دیدم
پرونده هه این بود
اه صبرکن چرا انقدر هه این به سایکو شباهت داره
مگه میشه اخ واقعا دیگه سرم درد میکنه پرونده رو گذاشتم سر جاش و
در زده شد
+ بیا
_ چانا مثل اینکه اون هکره رو دوباره گیر انداختیم
+ کی گرفتش
_ ای ان میگفت دیده داره با کامپیتر شرکت یک کاری میکرده
+ بریم
رفتم انبار شرکت و دیدم همه پسرا پیشنن و دارن
نگاش میکن
+ هعی موش کوچولو دوباره دارم میبینمت
_ من موش کوچولو نیستم
+ اینجا با اون دوستت چیکار میکردی
_ بمیرم هیچی نمیگم
+ جینکس بودی مگه نه
_ اسم منو از کجا میدونی
+ اع انقدرا هم باهوش نیستی ولی از اون سایکو باهوش تری
_ باهاش چیکار کردین
+ دوستت فرار کرده
و بهتره بگی برای کی کار میکنی وگرنه میکشمت
_ هه فکر کردی من قرار بهت بگم
کور خوندی
+ اوکی

دیگه داشت عصابم خورد میکرد به بادیگاردا سپردم شکنجش کنن و خودم پسرا داشتیم نگاه میکردم که
وقتی یک ضربه به صورتش زدن
و پهلوش
حالش بد شد نفس نفس میزد در حالی که این ضربه خیلی بدی نبود

۲ روز بعد

ویو یوری
۲ روزه انجام بدون اب و غذا حالم داشت بعد میشد انگار دوباره داشتم به همون کابوسا و گذشته بر میگشتم چرا من چرا من باید زجر میکشیدم
دیدم در باز شد و دوباره تنم شروع به لرزیدن کرد

+ بازم نمیگی

دیگه خسته شده بودم میخواستم بگم

با صدای ضعیف گفتم
_ چرا
فقط طولانیه گوش میکنی
+ البته بهم بگو
_ من کیم یوریم
+ چی
_ اگه میخوای بپری وسط نمیگم
+ اه ببخشید بگو
_ من به دستور پدر بزرگت دزدیده شدم
و میدونی چه بلای سرم اوردن

جای سوخته پهلوم که روش حک شده بود جینکس بهش نشون دادم حالت چشماش تعقیر کرده بود ناراحت بود
_ من کل عمرم رو بخواتر پدر بزرگم از دست دادم
من بچگی نکردم من خیلی ازیت شدم

متوجه بقض توی چشماش شدم گفتم

_ این همه سال تو فکر انتقام ازش بودم

+ چه جوری با سایکو اشنا شدی
_ فرار کرده بودم و سایکو یک باشگاه داشت و منم همین جوری میدویدم
رفتم توی باشگاه سایکو
بعد اون منو برود پیش دکتر و درمانم کرد توی خونش بهم اتاق داد و منم همه چی براش تعریف کردم جز اینکه عضوی از خانوادی کیمم چون خودمم خودمو عضوی از خانوادی کیم نمیدونم
+ ببین نمیدونم چه دروغای بهت گفتن ولی از همه بیشتر بعد از دزدیدنت پدر بزرگ نابود شد
دیدگاه ها (۱)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:68اشک هام بی اختیار شروع کرد ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

دختر تنها {2}

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط