{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرکسی از ظن خود شد یار من

هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست

آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
.
.
بخشی کوتاه از دفتر اول مثنوی معنوی مولوی
دیدگاه ها (۸)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

با خارها راهش را میبندم: شباهت اسود عنسی کذاب و بهائیت

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من سر من از...

✨بشنو این نی چون شکایت می‌کنداز جداییها حکایت می‌کند✨کز نیست...

بشنو این نی چون حکایت می‌کنداز جداییها شکایت می‌کندکز نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط