شکلات تخته ای

شکلات تخته ای

پارت ۷

اوا این چرا این شکلیه سکته نکنه؟
مثل عادت همیشه ام که وقتی شوکه میشم یه بند خرف میزنم شروع کردم

ا.ت: جون عمت پاشو سکته نکنی ها یه تکونی به خودت بده دیگه من جواب دوست دخترات و چی بدم. ای من ریدم تو این زندگی

داشتم همینطور ادامه میدادم که تهیونگ از جاش بلند شد و دستم و گرفت و کشون کشون برد سمت حیاط

تهیونگ : هه تو دیگه شورش و درآوردی فکر کردی کی هستی ها الان کاری میکنم که دیگه انقدر زبون نریزی

رفتیم پشت عمارت
یکی از آجر ها رو دست کاری کرد که دیوار کنار رفت و زیر زمین مشخص شد
من و کشید و انداخت رو زمین
رفت سمت کمد پوسیده ای که اون گوشه بود


خب این پارت و براتون گزاشتم ولی باید حمایت کنیدا تازه نظراتتون ام بگید
دیدگاه ها (۶)

مربی موتور سوار

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت سیزدهمصدای انفجار همه‌جا پیچید!ی...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۰ویو راوی نورا ت...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت⁴ ساعت ۶ صبحویو یونایکی چیزی داشت...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۳: صد...

پارت 4۴بارونِ ریزی شروع به باریدن کرده بود. هوا سرد و سنگین ...

KIM V

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

پارت ۵: شروعِ یه زندگیِ جدید!هنوز تو شوکِ آزمون بودم که بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط