{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

***

***

### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**
### **پارت ۳:

صدای شکستنِ لوسترِ کریستالیِ سالن، گوشم رو کر کرد. ترکش‌های شیشه مثل بارون روی سنگِ گرانیتِ کفِ سالن می‌ریخت. جونگ‌کوک من رو با قدرت پشتِ یه ستونِ بزرگ سنگی پرت کرد و خودش مثل یه سپرِ انسانی جلوی من ایستاد.

همون لحظه، شوگا از سمتِ ورودیِ غربی با سرعت وارد شد، در حالی که یه خشابِ خالی رو روی زمین پرت کرد:
- «رئیس! اونا از دیوارِ شرقی وارد شدن! آیسو زخمی شده، ته‌یئونگ داره سعی می‌کنه راه رو مسدود کنه!»

جونگ‌کوک اصلاً برنگشت. نگاهش قفل بود روی راهرویی که تیراندازی ازش شروع شده بود. با دندون‌های فشرده غرید:
- «بگو آیسو خودش رو جمع‌وجور کنه! اگه عمارت رو بگیرن، سرِ همه‌تون رو می‌خوام.»

من پشتِ ستون کز کرده بودم، دستام از ترس می‌لرزید. باورم نمی‌شد این همون زندگی‌ای بود که تا چند ساعت پیش فکر می‌کردم یه کابوسِ زودگذره. جونگ‌کوک برگشت سمتِ من. حالا که دقیق‌تر نگاهش می‌کردم، دیدم گوشه‌ی لبش زخمی شده. اونقدر نزدیک بود که نفس‌های گرمش رو روی صورتم حس می‌کردم.

با یه دست، چونه‌ام رو گرفت و سرم رو بالا آورد، طوری که مجبور شدم تو چشمایِ سیاهش نگاه کنم:
- «می‌بینی این هرج‌ومرج رو؟ این دنیایِ منه، ا/ت. تو دیگه به اون زندگیِ آرومِ مدرسه‌ای برنمی‌گردی. یا یاد می‌گیری کنارِ من با صدایِ گلوله بخوابی، یا...»

حرفش رو قطع کرد چون یه نارنجکِ دودزا وسطِ سالن منفجر شد. دودِ غلیظ همه جا رو گرفت. تهیونگ فریاد زد: «جونگ‌کوک! دارن از سمتِ پشت‌بام نفوذ می‌کنن!»

جونگ‌کوک من رو محکم به خودش چسبوند، کلت‌ش رو با دستِ دیگه‌اش آماده کرد و در حالی که من رو به سمتِ خروجیِ اضطراری می‌کشید، دمِ گوشم زمزمه کرد:
- «الان وقتِ ترسیدن نیست، کوچولو. الان وقتشه بدوی... اگه میخوای زنده بمونی، فقط به من تکیه کن!»

***
بچه ها من ۳ پار دیگه هم پست سر هم تند تند میزاریم بعد ۶ پارت هر روز ی پارت و روز هاییی که نتونستم فرداش دوتا پارت باهم درست میکنم ✨️🎀
دیدگاه ها (۰)

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

#in_your_eyespart_11۲ویو کایلا از همون اول صبح می‌دونستم امر...

𝖕𝖆𝖗𝖙11فردا شب، ساعت نه.لیسا جلوی در دفتر ایستاد. نفس عمیقی ک...

چندپارتی جونگ کوک

دختر و پارتی

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط