{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
سیمین بهبهانی . . .
دیدگاه ها (۱۷)

درد دل یک پسر:شما دخترا دیگه شورشو دراوردین!! ابرو برداشتید،...

به سلامتي دختري که پاي سفره عقد نگفت با اجازه بزرگ ترها گفت ...

پسر عاشق تا ازدواج نکرده نیمه تمومه همین که ازدواج کرد کارش ...

در چهار فصل زمین.....فصل سوم من پر از توء.....پر از نا گفته ...

گفتا که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی، گف...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

"گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ،...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم گفتا اگر بیند کسی ،...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط