{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی



گفتا که می بوسم تو را:

گفتا که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتا اگر بیند کسی، گفتم که حاشا می کنم



گفتا ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا می کنم



گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم، آنرا گوارا می کنم



گفتا چه می بینی بگو، در چشم چون آیینه ام

گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم



گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند

گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم



گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم



گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
دیدگاه ها (۱)

پنچشنبه ای دیگر ی فرا رسید .از والدین و نزدیکان بنیکی یاد کن...

مرا هزار امید است وهر هزار تویی

From mango salad to pineapple

send you my flickr .

#عاشقانه_های_من#شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص #دلنوشت #تکست #است...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط