اون کسی نبود جز

اون کسی نبود جز
تهیونگ
تو تا تهیونگ رو دیدی از ترس بیهوش شدی
که جیمین یهو از روی مبل
پرید و تو رو گرفت تا نیوفتی
جیمین. ا.ت حالت خوبه
بعد چند ساعت به هوش اومدی دیدی
روی تختی
جیمین و تهیونگ هم روی صندلی کنار میز
نشسته بودن
جیمین. به هوش اومدی ا.ت🥺
دیدی تهیونگ با خشم و عصبانیت داره بت نگاه میکنه
جیمین. من میرم داروهایی که باید بخوری رو بیارم
ت. باش
جیمین رفت
با خجالت
داشتی به تهیونگ نگاه میکردی
که تهیونگ گفت
تهیونگ. حالت خوبه ا. ت
ت. چ. چی
تهیونگ. گفتم حالت خوبههه (با داد)
ت. اره خوبم چرا داد میزنی🥺
تهیونگ. میدونی چرا اومدم اینجا
ت. چرا اومدی
تهیونگ. میخوام از اینجا ببرمت
ت. و. ولی
تهیونگ. هیشششش دیگه هیچی نگو
ت. اخه جیمین ناراحت میشه
تهیونگ. خب بشه تو مال منی
جیمین اومد
برای اینکه حرف تهیونگ رو قطع کنی
تا جیمین در رو باز کرد پریدی توی بغل جیمین
ت. دلم برات تنگ شد اوپا
جیمین. چ. چی چی میگی
ت. یعنی چی چی میگی
تهیونگ. داری چیکار میکنی ا. ت (با داد)
ت. اون اوپا ی منه پس هر کاری که دوست دارم میکنم
تهیونگ خیلی عصبانی شد
که چون میخواست جلوی جیمین کم نیاره
یهو............
شرایط پارت بعدی
۲۰ لایک
۲۵ کامنت
پایان
دیدگاه ها (۱۹۸)

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

تک پارتی کاراسو

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط