{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کودکي

در کودکي
پاکن هايي ز پاکي داشتيم
يک تراش سرخ لاکي داشتيم
کيفمان چفتي به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هايش درد داشت
گرمي دستانمان از آه بود
برگ دفتر هايمان از کاه بود
تا درون نيمکت جا مي شديم
ما پر از تصميم کبري ميشيديم
با وجود سوز وسرماي شديد
ريز علي پيراهنش را ميدريد
کاش ميشد باز کوچک ميشديم
دیدگاه ها (۱)

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکیپاکن هایی ز پاکی داشتیم ..یک تراش سرخ لاکی داشتیم .....

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط