{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کودکی

در کودکی
پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر هایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری میشیدیم
با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهنش را میدرید
کاش میشد باز کوچک میشدیم
دیدگاه ها (۲۴)

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

پاک‎ ترین‎ هوای‎ دنیا‎ ، متعلق‎ به‎ لحظه‎ ای‎ است‎ که‎ دلمان...

خادم الحسینمسلمانان واقعی کم است روزی امام حسین (ع) با اصحاب...

این چهره عشق است چون مادر است..

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط