یادَت هَست…؟روزے پرسیدی ایڹ جاده کجا می رود…و……مـڹ سکـوت

یادَت هَست…؟روزے پرسیدی ایڹ جاده کجا می رود…و……مـڹ سکـوت کردم.دیدی! جاده جایی نَرفت!آن کہ رفت،تــو بودی...!
دیدگاه ها (۱)

می‌دوم به‌سوی توبا چشمانی که جز تو نمی‌بینند؛ تو که روزی قلب...

انتقامى در كار نيست ؛چون تو روزى خانه‌ی من بودى و من جايى را...

خدایا تنها کسی که نگاه کردم تو بودیبقیه رو فقط می بینم

آن خالِ گوشه‌ی چشمت برای من یک نقطه نیست؛ نشانیِ جایی‌ست که ...

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

تو خوب بمان :

به من نگو خوش شانس وقت هایی که تو خواب بودی ، من بیدار بودم ...

اگر خانه جایی‌ست که به آن تعلق داری، من به دست‌های تو، خانه ...

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط