وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت
وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت
وقتی هرسایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هرثانیه ی شب تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود
توبادست مهربونی به تنم مرحم کشیدی
برام ازروشنی گفتی پرده ی شبو دریدی
یاور همیشه مومن توبرو سفر سلامت
غم من
وقتی هرسایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هرثانیه ی شب تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود
توبادست مهربونی به تنم مرحم کشیدی
برام ازروشنی گفتی پرده ی شبو دریدی
یاور همیشه مومن توبرو سفر سلامت
غم من
- ۳۶۳
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط