{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت

وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت
وقتی هرسایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هرثانیه ی شب تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود
توبادست مهربونی به تنم مرحم کشیدی
برام ازروشنی گفتی پرده ی شبو دریدی
یاور همیشه مومن توبرو سفر سلامت
غم من
دیدگاه ها (۳)

سلنا

اقا. احسان. دوست بنده

وقتي شب شب سفربود توي كوچه هاي وحشتوقتي هرسايه كسي بود واسه ...

مخاطب خاص...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه...

...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه کسی بود ...

...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه کسی بود ...

وقتی شب شبه سفر بود، تویه کوچه های وحشت، وقتی هر سایه کسی بو...

اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونمقدر اون لحظه نداره که م...

ای به داد من رسیده تو روزهای خودشکستن ای چراغ مهربو...

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستنای چراغ مهربونی تو شبای...

تو رفیقی، جون پناهیناجی ِ عاطفه ی ِ منشعرم از تو جون گرفتهرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط