...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه کسی ب
...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت* وقتی هرثانیه ی شب تپش هراس من بود* وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود* توبادست مهربونی به تنم مرحم کشیدی* برام ازروشنی گفتی پرده ی شبو دریدی* یاور همیشه مومن توبرو سفر سلامت* غم من نخور که دوری برای من شده عادت* ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخرمن* به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاورمن* مقصدت هرجا که باشه هرجای دنیا که باشی* اونور مرزشقایق پشت لحظه ها که باشی* خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود* تنها دست تورفیق دست بی ریای من بود**
- ۱.۴k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط