{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی شب شبه سفر بود، تویه کوچه های وحشت، وقتی هر سایه کسی

وقتی شب شبه سفر بود، تویه کوچه های وحشت، وقتی هر سایه کسی بود، واسه بردنم به ظلمت، وقتی هر ثانیه ی شب، تپش هراس من بود، وقتی زخم خنجر دوست، بهترین لباس من بود، تو با دست مهربونی، به تنم مرهم کشیدی، برام از روشنی گفتی، حلقه ی شبو دریدی.

یاور همیشه مومن، تو برو سفر سلامت، غم من نخور که دوری، برای من شده عادت، ای طلوع اولین دوست، ای رفیق آخر من، به سلامت، سفرت خوش، ای یگانه یاور من، مقصدت هر جا که باشه، هر جای دنیا که باشی، اونور مرز شقایق، پشت لحظه ها که باشی، خاطرت باشه که قلبت، سپر بلای من بود، تنها دست تو رفیقه، دست بی ریای من بود...
دیدگاه ها (۵)

داشتنِ دوست و دوست داشتن، نعمتی آرام بخش است. اینکه در زندگی...

رمان دخت من

پسرا برای خانواده‌ی اون استی‌ای که فوت شده گل فرستادن🖤:ترجمه...

🐰🎂 𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐉𝐮𝐧𝐠𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐃𝐚𝐲 💜۲۹ ساله شدی... و شاید برای خیلی‌ها فق...

با تو! همیشه پارت ۵

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

📚موهبتی به‌نام زندگیتا برق قطع نشود، قدرش را نمی‌دانیم. تا ش...

پروانه جان

#کپشن

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط