وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم
برادرم گفت:
چرا چتری با خود نبردی؟
خواهرم گفت:
چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
پدرم با عصبانیت گفت:
تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد
اما مادرم در حالی که موهای
مراخشک می کرد گفت:

باران بی موقع

این است
معنی #مادر
دیدگاه ها (۰)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت پنجمچند روز بعد...ا/ت از ساختمان دانش...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

فیک جونگکوک خواب های واقعی

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط