{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشي روبرداشت.

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشي روبرداشت.
گفتم:سلام،بگومامانت صحبت کنه.
گفت:نميشه،داله گليه مي تونه :|
گفتم:بابات کجاست؟
گفت:دم دله،داله با آقا پليسه صحبت مي تونه.
گفتم:داداش حامد کو؟گفت:اونم لفته بيمالستانالو بگلده.
.درحالي که داشتم ازشدت نگراني سکته مي کردم،
بلندگفتم:مگه چي شده؟
گفت:من گم شدم.
گفتم:مگه الان کجايي؟
گفت:زيل تخت.... :| :|
دیدگاه ها (۳)

ﭘﺴﺮﻛﻲ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟ ﻣﺎﺩﺭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ...

بعضیا از تک پر بودن فقط پرش رو یاد گرفتند!!

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت: فرمانده چرا ای...

همـه ماهــــر شــــده انــــد ... یـک نفــــره هــــزاران ن...

007-پنهان در مه - پارت ۸۰

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشتگفتم : سلام،بگوم...

زنگ زدم خونه خواهرم، بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم: سلام، بگ...

زنگ زدم خونه خواهرم، بچه خواهرم گوشي روبرداشت ... گفتم: سلا...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط