عشق شیرین

عشق شیرین
پارت8
رفتم تو کلاس دیدم مینجی پیش جونگ ننشسته واقعا تعجب کردم حتما قهر کردن

جی وو:وای سوجین اونجارو اینا پیش هم ننشستن

سوجین:اوم میبینم کور نیسم

سوا(ی دختر توی کلاسشون)

سوا:وایی دخترا اونجارو این دوتا پیش هم ننشستن شما می‌دونید چشده؟

سوجین:دعوا کردن ولی جدا ب شماها چ ایقد سوال نپرسید

سوا:باش بابا حالا چی گفتم خوبه مینجی دشمنته ها

سوجین:هرچی باشه ب من چ

معلم اومد سرکلاس و شروع کرد ب درس دادن و عین همیشه مدرسه تموم شد
بعد مدرسه رفتم کمیک بخونم رسیدم اونجا و نشستم ک بخونم یهو ی قیافه آشنا دیدم

اون کی بود اوم پارک جونگ وو

سوجین:پارک جونگ وووووو

جونگ وو:هوم لی سوجین ت اینجا چیکار میکنی

سوجین:اینو من باید بپرسم ت اینجا چیکار میکنی تا حالا اینجا ندیدمت

جونگ وو:منم ندیدمت

سوجین:هوم بیخیال

شروع کردم خوندن و بعد از جونگ وو خداحافظی کردم و رفتم

سوجین:جونگ وو من دیگ میرم

جونگ وو باش فردا میبینمت خدافز

سوجین:بای

رفتم خونه و دوش گرفتم و غذا خوردم یکم استراحت کردم خستم بود برای همین خوابیدم بیدار شدم دیدم ساعت 5:00 صورتم و شستم و رفتم اشپز خونه دیدم ریوجین داره یچیزی میزاره تو فر

سوجین:چیکار میکنی؟

ریوجین:هوم هیچی کیک درس میکنم

سوجین:اوممم شکلاتی دیگ؟

ریوجین:ارهههه

سوجین:هوم باش خوبه وقتی درس شد بم بگو

ریوجین:باش

رفتم تو اتاقم حوصلم سر رفته بود تصمیم گرفتم چهره پارک جونگ وو رو نقاشی کنم
یهو گوشیم زنگ خورد اون....
دیدگاه ها (۵)

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

پنهان عشق

پارت ۲۶جونگ کوک:رونا روناااارونا:ارباب منو ببخشید خواهش میکن...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕+نمیخوام چرا اینقدر زود من دلم نمی‌خواد اینقدرزود -لیا ...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط