خاطراتت را کنارم همچنان دارم هنوز
خاطراتت را کنارم همچنان دارم هنوز
مثل سابق در نبودت همچو بیمارم هنوز
هر شب از رویای توچشمان من تر میشود
ظاهرا خوابم ولی تا صبح بیدارم هنوز
حس دیدارت درونم "هی"شکوفا می شود
تشنه ی آن لحظه و آن روز دیدارم هنوز
بی تو دنیا را به خود مانند زندان کرده ام
مثل محکومی به زیر چوبه ی دارم هنوز
مثل رودی رفتی وتنها سرابت مانده است
بعد تو دریا ندیدم ، بین شن زارم هنوز
عشق در افکار من مانند افکار تو نیست
تو رهایی و من از عشقت گرفتارم هنوز
مانده ام معیار تو از عشقمان آیا چه بود؟
رفتی اما روز و شب دنبال معیارم هنوز
گوییا هر جا رسیدی بی وفا خواندی مرا
شک نکن در چشم مردم من وفادارم هنوز
عشقمان را زیر پا له کردی و آسوده ای
از تو و عشقت کماکان من طلبکارم هنوز
بی گمان این شعرها روزی بدستت میرسد
با چنین وهمی پی تحریر اشعارم هنوز
مثل سابق در نبودت همچو بیمارم هنوز
هر شب از رویای توچشمان من تر میشود
ظاهرا خوابم ولی تا صبح بیدارم هنوز
حس دیدارت درونم "هی"شکوفا می شود
تشنه ی آن لحظه و آن روز دیدارم هنوز
بی تو دنیا را به خود مانند زندان کرده ام
مثل محکومی به زیر چوبه ی دارم هنوز
مثل رودی رفتی وتنها سرابت مانده است
بعد تو دریا ندیدم ، بین شن زارم هنوز
عشق در افکار من مانند افکار تو نیست
تو رهایی و من از عشقت گرفتارم هنوز
مانده ام معیار تو از عشقمان آیا چه بود؟
رفتی اما روز و شب دنبال معیارم هنوز
گوییا هر جا رسیدی بی وفا خواندی مرا
شک نکن در چشم مردم من وفادارم هنوز
عشقمان را زیر پا له کردی و آسوده ای
از تو و عشقت کماکان من طلبکارم هنوز
بی گمان این شعرها روزی بدستت میرسد
با چنین وهمی پی تحریر اشعارم هنوز
- ۵۸۴
- ۲۷ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط