{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دیدارم نمیآیی چرا؟ دلتنگ دیدارم

به دیدارم نمیآیی چرا؟ دلتنگ دیدارم
همین بود اینکه می گفتی وفادارم وفادارم؟
تو آن مجنون که مجنون هم بیابانگرد عشقت شد
من آن لیلی که لیلی نیز حیران مانده در کارم
برای هر طبیبی قصه‌ام را شرح دادم گفت:
چه میخواهی؟ که من خود عاشقم، من خود گرفتارم !
از آن گیسو که در دست رقیبان رایگان می گشت
اگر یک تار مو هم می فروشی، من خریدارم !
زمانی سایه‌ام بر خاک و حالا سایبانم خاک !
مرا در آسمان میجویی و من زیر آوارم
دیدگاه ها (۳۱)

نشد یک لحظه از یادت جدا دل؛زهی دل، آفرین دل، مرحبا دل!ز دستش...

زندگی شوخی تلخی‌ست که باور کردیمقصه‌ی داغ شکستی‌ست که از بر ...

در خودم بودم؛ نفهمیدم که تنهاتر شدمگریه کردم.. فکر کردی زیر ...

تو اگر مرا نخواهی، به کجا روم پریشان؟به چه سوتوراببینم،که‌شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط