{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنهاچفیه داشتند………

آنهاچفیه داشتند………
من چادردارم!!!
آنان چفیه می بستندتا بسیجی واربجنگند……
من چادرمی پوشم تازهرایی زندگی کنم……
آنان چفیه راخیس می کردن تانفس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود……
من چادرمی پوشم تاازنفس های آلوده دورباشم……
آنان موقع نمازشب باچفیه صورت خودرامی پوشاندن تاشناسایی نشوند……
من چادرمی پوشم تاازنگاه های حرام پوشیده باشم……
آنان باچفیه زخم هایشان را می بستند……
من وقتی چادری می بینم یادزخم پهلوی مادرمی افتم………
آنان سرخی خونشان رابه سیاهی چادرم امانت داده اند………
من چادرسیاهم رامحکم می پوشم تاامانتدارخوبی باشم………
اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک
دیدگاه ها (۴)

به دلم افتاده امشب که به یاد من نشستیپلک تو سنگین خوابه اما ...

به خیالت نمیفهمم یواشکی مرا در خاطرت مرور میکنی؟کاش توانقدر ...

;-)

پس تا میتونی ایماااااانت رو تقویت کن:-D:-P

آنهاچفیه داشتند………من چادردارم!!!آنان چفیه می بستندتا بسیجی و...

آنهاچفیه داشتند………من چادردارم!!!آنان چفیه می بستندتا بسیجی و...

آنهاچفیه‌داشتند🌷🕊توچادرداری.🌷🕊آنان‌چفیه‌می‌بستندتابسیجی‌وارب...

آنهاچفیه‌داشتند🌷🕊توچادرداری.🌷🕊آنان‌چفیه‌می‌بستندتابسیجی‌وارب...

آنهاچفیه‌داشتند🌷🕊توچادرداری.🌷🕊آنان‌چفیه‌می‌بستندتابسیجی‌وارب...

آنھاچفیه‌داشتند… تو چادر دارۍ...!آنان‌چفیه‌می‌بستندتابسیجی‌و...

آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!!! آنان چفیه می بستند تا ب...

آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!!! آنان چفیه می بستند تا ب...

آنها چفیه داشتند… من چادر دارم….آنان چفیه می بستند تا بسیجی ...

آن ها چفیه داشتند…من چادر دارمآنان چفیه می بستند تا بسیجی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط