{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که تمام روز مشغول رتق و فتق امور بوده و سختی کار ها آن شب

که تمام روز مشغول رتق و فتق امور بوده و سختی کار ها آن شب او را کم حوصله کرده بود، به سردی از ورشان پرسید: چه شده است؟ ورشان پاسخ داد: سرورم در نبردی که در پیش رو داریم، موضوع مهمی ذهن مرا به شدت به خود مشغول نموده و وظیفه ی خود دانستم که آن را با شما در میان گذارم. بهرام گفت: چه موضوع مهمی. تو که پهلیزگ را ناتوان تر از مبارزه با ما دانسته بودی. ورشان پاسخ داد: نگرانی من از جانب پهلیزگ و مرز شرقی قلمرو شما نیست سرورم، بلکه آنچه ذهن مرا به خود مشغول داشته و افکارم را مشوش می نماید،از غرب است. اگر من جای شاهنشاه و وزیر سیاستمدار او بودم، اکنون که شما می بایست کل توان خویش را صرف مبارزه با دشمنی نمایید که در شرق شما قرار دارد، از غرب به سرزمین های تحت فرمان شما حمله می بردم و آنچه را که بی دفاع مانده است، در اختیار خود در می آوردم. بهرام چند لحظه سکوت کرد. سپس گفت:پس هر چه سریع تر در مورد این موضوع تحقیق کن و حقیقت را پیش از نیاز آشکار نما تا بر آن چاره ای بیندیشیم. _ به روی چشم سرورم. ورشان این بگفت و از اتاق خصوصی بهرام خارج گردید و او را با افکارش تنها گذاشت. چند روز بعد بازگشت و بهرام را از درستی حدس خود مطلع نمود. آن گاه گفت: توان ما کمتر از آنست که در آن واحد در دو جبهه بجنگیم. بهرام با ناراحتی از ورشان پرسید: پس چه باید کرد؟ ورشان پاسخ داد: تنها امیدوار باشید و به دَرگاه ایزدان نذر و نیاز برید که پهلیزگ زود در داممان بیفتد و حیلت مان کارگر آید. در غیر اینصورت کارِ ما تمام است و سپهبد زرمهر که مسئول اجرای این نقشه گردیده، قلمرو تحت فرمان شما را تصاحب می کند. در این حالت احتمال زیادی وجود دارد که عده ی زیادی از اسواران تحت فرمانتان شما را ترک نمایند و تنها دو راه برایتان باقی می ماند. یا باید نزد برادرتان بروید و از او طلب بخشش نمایید که در آنجا هم مجازاتی سخت در انتظارتان خواهد بود. یا برای همیشه به سرزمین های دوردست پناه برده و به تدریج چون دیگر دلاوران از اذهان مردم فراموش گردید. با سخنان ورشان نگرانی به شدت بر اعماق ذهن بهرام سایه انداخت. آیا او باید بعد از آن همه تلاش که با موفقیت های چشمگیر همراه بود، بر زمین خورده و همه چیز را از دست می داد؟یا بار دیگر در مقابل کوهی از مشکلات قد علم کرده و با سربلندی از این مبارزه هم پیروز بیرون می آمد؟ آیا ایزد توانمند بخت همچنان با بهرام یار خواهد بود؟یا اینکه پایان راه او را رقم خواهد زد؟ می گویند بخت ایزد بانوست و بانوان بیش از هر چیز جذب صفات مردانگی و دلاوری می شوند.


https://98iia.com/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%b2%d8%af/
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :4 - خود را ملزم نمایید ...

آپدیت توییتر @.melonGlobal-K Chart | GLOBAL FAN Q&A 🌏پاسخ‌ها...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فاصله یک لبخند تا جنون

مقدس‌مآب‌ها و التقاطیون؛ دو تیغه جنگ شناختی✍ سید علیرضا آل‌د...

FALLEN ECHOESPart 10هیونجین تمام شب را بیدار ماند.عکس روی می...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :4 - ظاهر نماز، از مقدما...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕صبح روز بعد، سئول با صدای ناق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط