{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با هر چه صداست تو را می خوانم ؛

با هر چه صداست تو را می خوانم ؛
امشب در ایـن چهار دیواری ،
ڪه شبح های بی هویت
از سر و ڪول اتاق بالا می روند !
باد به ڪله اش زده مرتب تو گوش پنجره می زند ،
و شال حریرش را از سرش می ڪشد ،
و وحشیانه گلدان را به قتل می رساند !!
از وحشتِ شڪستِ دلِ تُردِ گلدون ،
قلبِ مـن و ماهی خفته در آغوش حوض ،
از جا ڪَنده می شود !
و لبهایم در مڪثِ ڪوتاهی از ایـن اتفاق ،
همچنان  تو را فریاد می زند ؛
تو آرامش ایـن خونه ای برگرد برگرد .. 
ایـنּ شبح ها با بودن تو محو می شوند ،
و بادنوازش گآر و مهربان.
برگرد و آرام ڪـن  بغض پنجره را ،
دلِ شڪسته ی گلدان را ،
و قلبِ لرزان مرا ؛
ڪه با هر چه صداست تو را می خواند ...
دیدگاه ها (۱۲)

سرزمینم خاک افسونگردل خاور میانه خاک تو تاریخ تو مردان کوی ...

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب ، لبخند عشق ام بود...

ﻗـــﺮﻣﺰﯼ ِ ﻟـــﺒﺎﯼ ِ ﺗـــ ـﻮ ...ﺗـﻮ ﻫﯿــﭻ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕـــﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

لختے بخند...اخم تو فضاے دل خانہ ام را سوگوار مے ڪند ...اخم ت...

دلم گرفتہ برایت... مگر نمے دانے !چرا برای‌ دلم یڪ غزل نمی‌خو...

اے تڪیه گاه ڪوچه ے تنهایے ام دروداے آن ڪه یک نگاه تو قلب مرا...

تو ڪہ چشمان تو با هرڪہ بہ جز من بد نیستتــو ڪہ در آخــر هر ج...

وقتے دلت غم است بخندے لبت غم استماه هزار برڪه براے دلت ڪم اس...

تو ڪہ چشمان تو با هرڪہ بہ جز من بد نیستتــو ڪہ در آخــر هر ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط