هنر جادویی عشق پارت ۲۳

=برو کنار تا نزدمت!
#:باش بابا
=خب خب خب چ غلطا
این رفیقت ب چ حقی داره برا رفیق من قر میده?
#:قر???? داره باله میره!
= هر چی!
#:میدونی چقدر سخته?!
=آره!
#:میگم بریم شاید ناراحت بشند!
= ب درک!
(نکته:اینجا لونا خیلی عصبانیه)
=:میخواستم ببینم اخرش چی کار میکنه ک جونگکوک دستمو کشید و برد
هر چی گفتم ک ولم کنه محل نمیزاشت
رسیدیم ب خوابگاه
#:خب.....فعلا
=بای :|
.
.
.
$کجا بودی?
=دنبال تو
$عه?
=ارهههههه!
$نیا کو
=پا عشق و عاشقی
$جاااانننمممممم??????
=همین ک شنیدی دیگه اه ....،من رفتم بخوابم شب بخی
.
.
.
(صبح)
$دیر شددددددددد تازه جلسه هم داریییممممم!!!
+خب بابا داد نزن!
=بریم?
$+بریممممم!!
نیا:
دیشب یکم حالم بد بود برای همین رفتم باغ گل
اونجا تهیونگ رو دیدم کلی مسخره بازی در اورد و بهم رقص باله رو نشون داد!
ت فکر دیشب بدم ک لونا زد تو سرم ک بریم تو کلاس :|
اونا:
تو کلاس همش حواسم به نیا و تهیونگ بود!
تهیونگ هی به نیا نگاه میکرد!
ولی نیا اصلا ت باغ نبود! (قیافه من←:/ )
بعد از کلاس رفتیم خوابگاه تا لباسامون رو عوض کنیم!
$مال من مشکیه بود دیگع?
+=ارههههههه
$خب بابا یادم نبود اه :|
.
.
.
=خب اینم موهای ت
+دستت درد نکنه عالیهههه!
=خواهش
لباست مرتب کن!
+باش
(عکس لباس و مدل مو رو میزارم)
بعد از اینکه هر سه تامون اماده شدیم رفتیم شورای دانشجویی!
اروم در زدم و با شنیدن صدای جونگکوک وارد شدیم
#:بفرماییند داخل!
+سلام
$سلام
=های گایززززز
*&#:سلام :)
(سکوت).
(نگاه و سکوت).
(نگاه و سکوت).
=خب?
+جلسه در مورد چیه?
#:عااااا ببخشید
برای هفته‌ی اینده یه جوشند بزرد در دانشگاه داریم
ک اعضا شورا باید تدارک ببینند (نمد درسته یا ن)
کوکی:
اصلا نفهمیدم چی گفتم!
از بس این لونا خوشگل شده بود!
ای بابا حواست و جمع کن عهههه!
خب ت این جشن قرار ما هنر های جادویی رو ب نمایش بزاریم!
=همه ی ما?
#:بله!
=من نیستم!
#:چرا?
$ت ک کاری نداری لونا?
=من نمیتونم......
#:چیزی شده?
=ن........یعنی.....اره......خب من هنوز نمیتونم درخشنده خلق کنم!
#:خیله خب باشه.......ولی اگه تونستی تو این یک هفته این کارو کنی حتما بهم بگو!
=باشه...ممنون
&بفردا باید سلن رقص رو اماده کنیم?
#:بله
+رقص?
#:بله مراسم رقص هم داریم
$چ باحال!
=حالا باید چی کار کنیم?
#:فاعلی باید برای جشن برنامه ریزی کنیم!
کسی پیشنهادی نداره?
+من دارم
#:بگو!
+چطوره موقع ......
ادامه دارد...
بگید ببینم خودتون رو جای کدوم شخصیت تصور میکنید?

#لایک_و_کامنت_یادتون نره!
دیدگاه ها (۰)

احتمالا شب امضای برجامم ریخته بودن بیرون ب قر و فر دادناحتما...

گاینا از مردم تهران هستنواسه قربانیان ۱۱ سپتامبراومده بودن ه...

باباجان سلامحالت خوبه؟میگم بابا شنیدی دولتیا رفتن همون کشوری...

شرممده فعالیت نمیکنم این چند وقت یا ب عبارتی این چند ماه من...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

چندپارتی

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط