همچنان باز ببار

همچنان باز ببار
تا که آن شاعر بیچاره ی خیس
قطره ای در چشمش
پیچشی در قلبش
گیرد از تو الهام
که به تصویر کلام
در تداعی , صورتگر شعر
بنویسد آنرا
بلکه آرام بگیرد ، لختی
همچنان درد فرورفته
در اعماق وجود
و در اندیشه ای بی مرز
بیابد که چرا؟
اینچنین فصل خزان
که همه رونق آن
حزن غمناک فرو رفتن در تنهائیست
رنگ بام و ّبرِ
کوچه سار شعرش
رنگی از شیدائیست
پس چرا زیبا نیست
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

بلکه آرام بگیرد ، لختیهمچنان درد فرورفتهدر اعماق وجودو در ان...

و در اندیشه ای بی مرزبیابد که چرا؟اینچنین فصل خزانکه همه رون...

همچنان خیس زشوق بارانبهترین لحظه اوجبهترین لحظه این پاییزیتی...

پس تو ای ابر بدانبی گمان باز بریزنا تمام باز ببارکه به روزی ...

که به روزی خاموشکه گرفته خورشید و هویدائی توو غبار خاکی بر د...

پس تو ای ابر بدانبی گمان باز بریزنا تمام باز ببارکه به روزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط