پس تو ای ابر بدان

پس تو ای ابر بدان
بی گمان باز بریز
نا تمام باز ببار
که به روزی خاموش
که گرفته خورشید و هویدائی تو
و غبار خاکی بر دل شوریده
فقط از ریزش تو پاک شود
همچنان باز ببار
تا که آن شاعر بیچاره ی خیس
قطره ای در چشمش
پیچشی در قلبش
گیرد از تو الهام
که به تصویر کلام
در تداعی , صورتگر شعر
بنویسد آنرا
بلکه آرام بگیرد ، لختی
همچنان درد فرورفته
در اعماق وجود
دیدگاه ها (۵)

که به روزی خاموشکه گرفته خورشید و هویدائی توو غبار خاکی بر د...

پس تو ای ابر بدانبی گمان باز بریزنا تمام باز ببارکه به روزی ...

همچنان باز ببارتا که آن شاعر بیچاره ی خیسقطره ای در چشمشپیچش...

همچنان خیس زشوق بارانبهترین لحظه اوجبهترین لحظه این پاییزیتی...

گم شدندر خیالی دور دستبعد آن , ویرانی ازرگبار تند واژه ها ست...

همچنان خیس زشوق باران بهترین لحظه اوج بهترین لحظه این پاییزی...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۲ویو راوی املیا نامه رو باز کرد و ...

میثم مطیعی در باره حوادث اخیر شعری گفته که در قم اونرو هم بص...

روز میلاد من است آمده‌ام دست کشمبه سر و گوشِ عرق کرده‌ی دنیا...

#اشعار_نظامی _______________________________________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط