{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دنیا ….

دنیا ….
دلم میخواست خدا این تلخ کامگی های بی هنگام را بس میکرد
نمیگویم پرستوی زمان را در قفس میکرد
نمیگویم به هر کس بخت و عمر جاودان میداد
نمیگویم به هر کس عیش و نوش رایگان میداد
همین چند روز هستی را امان میداد
دلش را ناله ی تلخ سیه روزان تکان میداد
دیدگاه ها (۱)

گفته بودند که از دل برود يار چو از ديده برفت سالها هست که از...

گفتم:مادر! گفت:جانم! گفتم:درد دارم! گفت:بجانم! گفتم:خسته ام!...

گمشده این نسل اعتماد است نه اعتقاد . اما افسوس که نه بر اعتم...

واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟ صدق و ...

دنیا ….دلم میخواست خدا این تلخ کامگی های بی هنگام را بس میکر...

دلــم میخواست:در این دنیای بی آغاز و بی پایاندر این صحرا که ...

دراين دنياي بي آغازو بي پايان در اين دنيا كه جز گردو غبار از...

چه شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ استدلم میخواست دست مرگ ...

چه شیرین است وقتی سینه‌ها از مهر آکنده استچه شیرین است وقتی ...

👇 بخون👇 فوق العاده...درون معبد هستیبشر در گوشه محراب...

✅ ✔ ️گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که ...

ای کسانی که در این کشمکش عید سعیدسرخوش و بی خبر و می زده با ...

مارلین دختری با چَشم های طوسی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط