دراين دنياي بي آغازو بي پايان در اين دنيا كه جز گردو غبار

دراين دنياي بي آغازو بي پايان در اين دنيا كه جز گردو غبار ازما نميماند دلم ميخواست خدا اين تلخكاميهاي بي هنگام را بس ميكرد نميگويم پرستوي زمان را در قفس ميكرد نميگويم به كركس بخت وعمر جاودان ميداد.....نه....همين يكروز هستي را امان ميداد!
دیدگاه ها (۱)

دنیا ….دلم میخواست خدا این تلخ کامگی های بی هنگام را بس میکر...

دنیا …. دلم میخواست خدا این تلخ کامگی های بی هنگام را بس میک...

دلــم میخواست:در این دنیای بی آغاز و بی پایاندر این صحرا که ...

چه شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ استدلم میخواست دست مرگ ...

چه شیرین است وقتی سینه‌ها از مهر آکنده استچه شیرین است وقتی ...

پدرخوانده پارت 43

روی لبه ی ساختمون وایساده بود و با مغزی که دیگه از همه چی خا...

چند پارتی چان

پارت سوم

«تک پارتی از جونگ کوک» ✨🥺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط