{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه کناریم، غمگینم می کند.

همسایه کناریم، غمگینم می کند.
زن و شوهر صبح زود بیدار می شوند،
می روند سر کار،
عصر باز می گردند.
یک پسر و یک دختر دارند.
ساعت 9 شب، همه چراغهای خانه خاموش است.
فردا صبح نیز زود بیدار می شوند،
سر کار می روند،
عصر باز می گردند،
ساعت 9، خاموشی.
همسایه کناریم، غمگینم می کند.
آدمهای خوبی هستند، دوستشان دارم.
اما حس می کنم در حال غرق شدن اند،
و نمی توانم کمکشان کنم.
گذرانِ زندگی می کنند.
بی خانمان نیستند.
اما بهای گزافی می پردازند.
گاهی در میانه روز،
به خانه شان می نگرم،
و خانه نگاهم می کند،
خانه، می گرید،
می توانم حس کنم.
دیدگاه ها (۲)

🎥 پیام کوبنده از یمن به ریاض؛ اگر حملات را متوقف نکنید، شما ...

* خلاصه‌ی لایو جیمین 🐥💜🐥: سلام، من جیمینم. بالاخره اومدم. ز...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

✅کاربردهای نهاد وکالت در زمان امام حسن عسکری (علیه السلام)✍️...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش چهارم_یک ثانیه می‌خندد صدای پایی می‌آید من...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

زنی شاغل بودن ممکن است بسیار دشوار باشد، ولی زن شاغل بچه‌دار...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط