اوایل عاشق ترین انسان زمین برایم بودی

اوایل عاشق ترین انسان زمین برایم بودی
آن روزها که حواسم پرت کلمات چیده شده ی روی تاقچه ی ذهنت میشد
که یاس، حیاط کوچکمان را نفس میکشید
که هیچ چیز معمولی نبود؛
بعد ها فهمیدم شاید آنقدر ها هم دوستم نداشته باشی
آنقدر که اخبار دنیا را بی خیال شوی و شبکه های دردناک را ندوی
آنقدر که یادت بماند من چقدر گل دوست داشتم؛
همه ی روزهایمان معمولی شد
دلخوری هایم را میخوردم و در زمان غرق میشدم
تو هیچ گاه عاشقم نبودی
از همان روزی که فراموش کردم باران را فقط با من دوست داشتی...

#لعیا_اشنا
دیدگاه ها (۵)

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

اگر روزی قرار باشد برای ادامه ی زندگی مجبور به انتخاب مردی ب...

اگر روزی قرار باشد برای ادامه ی زندگی مجبور به انتخاب مردی ب...

اگر روزی قرار باشد برای ادامه ی زندگی مجبور به انتخاب مردی ب...

* نفس * ......مامان وبابا رفته بودن مسافرت نسیم عروسی کرده ب...

خیلی دیر کردم نه؟ آخه کدوم بی مسئولیتی تولد دخترشو با تأخیر ...

۲۱

مافیا گرل وحشی🖤کوک: چجوری به ا/ت روی خوبمون رو نشون بدم بهم ...

part ²⁴ ویو ا.ت...

اوایل که ساختمان رو به رویی را تخریب می کردنند دلم گرفت، و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط