{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم

آتش گرفتــم از تو و در صبحدم زدم
با آسمان مفاخره کردیم تاســـحر
او از ستاره دم زدومن ازتو دم زدم

او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید

من  برق چشم ملتهب ات را  رقــم زدم
تا کور سوی اخترکان بشکند همه

از نام  تو به  بام افق ها، علم زدم
با وامـی از نگاه تو خورشیدهای شب
نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم
هرنامه را به نام وبه عنوان هرکه بود

تنهابه شوق از تو نوشتن قلــم زدم

تا عشق چون نسیم به خاکسترم  وزد
شک از تــو وام کـــردم و در بــاورم زدم
از شـــادی ام  مپرس کـــــه من نیز در ازل
همراه خواجه قرعه ی قسمت به غم زدم
دیدگاه ها (۱)

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

بین دستای من وتو فاصله خیلی زیاده !تو روی ابرا سواری ، من رو...

من را به غیر عشق به نامی صدا نکنغم را دوباره وارد این ماجرا ...

(بی تو مهتاب شبی ) کوچه مرا آه کشید روی دیوار دلم عکس تو را ...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتــم از تو و در صبحدم...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتــم از تو و در صبحدم...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتــم از تو و در صبحدم...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ز...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ز...

تا صبح دم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و تا صبح دم ...

تا صبح دم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ...

تا صبح دم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط