هزار سال است که دوست‌ات می‌دارم!

هزار سال است که دوست‌ات می‌دارم!
من، چونان تو،
از نخستین گزش، به عشق ایمان نمی‌آورم،
اما می‌دانم که ما پیش‌تر،
یک‌دیگر را دیدار کرده‌ایم،
به روزگاران، در میان افسانه‌ای راستین.

و ما دو چهره، یک‌دیگر را در آغوش فشردیم،
بر گستره‌ی آب‌های ابدی.
سایه‌ات، پیوسته، به سایه‌ی من می‌پیوندد
در گذر روزگاران
در میان آینه‌های ازلی و مرموز عشق
من هم‌واره از تو سرشارم،
در خلوت قرن‌های پیاپی…

آن‌جا مردی است کولی،
که چراغ‌دان‌های اشتیاق را می‌افروزد،
و با سازش می‌خواند:
اشعاری را
که بر اوراق بادها می‌نویسی،
برای من.
آن‌جا زنی است کولی،
که در بیشه‌های اعصار
گم شده است،
و ریزه‌های نان خاطرات آینده‌اش را با تو،
پی می‌گیرد،
تا گذرگاهِ کُمایِ روحی را
گم نکند.
✍🏼 غاده السمان
ترجمه از عبدالحسین فرزاد
دیدگاه ها (۶)

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

#یک_عاشقانه_برای_تو هزار سال است که دوستت می‌دارممن، چونان ت...

بورک مهربون و دلنازکم:🫀🫂هزار سال است که دوستت می‌دارممی‌دانم...

بورک مهربون و دلنازکم:🫀🫂هزار سال است که دوستت می‌دارممی‌دانم...

تو را میبافملحظه ها میروند و من همچنان سردرگم خاطراتمانتار و...

در گستره آب های آبیبه سویت می آیمسایه ام را به سایه ات می چس...

دوست می‌دارم، خیانت‌هایت راکه به من روا می‌داری،زیرا تایید م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط